90.7.5

صبح که از خواب بیدار شدم احساس سنگینی توی سرم و صورتم حس می کردم حس می کردم دلم می خواد بخوابم و استراحت کنم

ولی با هر جون کندی بود اومدم سر کار

پشت میز همش سرم سنگین بود و چشمام سیاهی می رفتم و یه سرگیجه کوچولو هم داشتم. موقع نهار به محسن گفتم باید برم دکتر احساس می کنم حالم اصلا خوب نیست و ممکنه تا فردا بدتر هم بشم.

ساعت 1.40 از شرکت زدم بیرون اول رفتم میدون هفت تیر یه کاری داشتم باید انجام می دادم بعد از انجام شدن کار پیش به سوی درمانگاه.

دکتر بعد از معاینه: عفونت شدید سینوس های سر و صورت رو اعلام کرد بعد هم کلی دارو و آمپول. به دکتر گفتم به آمپول حساسیت دارم بدنم کهیر می زنه گفت می گم بریزن توی سرم اگه اینطوری استفاده بشه دیگه مشکلی پیش نمیاد.

تا ساعت 6.20 دقیقه درمانگاه بودم و بعد از وصل سرم اومدم خونه. احساس سنگینی توی صورتم بیشتر و بیشتر شد و حسابی صورتم عرق سرد می ریخت.

تا ساعت 8 شب داروها اثر خودشونو گذاشتن و کم کم بهتر شدم امروزم خدا رو شکر خوبم و احساس می کنم که خیلی نسبت به دیروز بهترم.

دوباره فصل سیب و پرتقال و نارنگی شد. من و همسری هر روز صبح رو با یک سیب قرمز شروع می کنیم و حسابی حال می ده.

جدیدا اعتیاد پیدا کردم به خوردن گل گاو×زبان البته فقط روزی یک لیوان نیشخند

من کلا چون چای سیاه نمی خورم بیشتر سعی می کنم چیزهایی رو که بهتره رو جایگزین کنم مثل گل گاو×زبان و چای×سبز و چای×لیمو و این جور چیزا. (زندگی سالم دیگه)

تصمیم برای نی نی دار شدن هنوز قطعی نشده ولی تا آخر امسال حتما باید سر کارم باشم چون کار نیمه کاره خیلی دارم که باید انجام بشه و نمی تونم دست کسی بسپارم اگه خبری بشه اوایل سال 91 خواهد بود. به هر حال شماها برام دعا کنید.ماچ

/ 28 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سه شنبه ها ( یاسمن و مصطفی)

سلام عزیز دلللللللللللللللم مریم جون[ماچ] فدات شم شرمنده چند روزی نبودم خیلی حواست به خودت باشه الان فصلی که آب و هوا یهو عوض میشه آدم هی مریض میشه ، نذار باد به صورتت بخوره و وقتی صورتت رو میشوری حتما خوش کن[بغل] والله من مطلب قبلیات رو خوندم برنامه روزانتون خیلی عادی و خوبه ، هیچ مشکلی هم نداره اما اگه بخواین نی نی دار بشید تو باید یکم از ساعت کاریت کم کنی چون روی تربیت بچه یکم اذیت میشه و یکی مجبوره پیش بچه باشه به نظرم بزرگ کردن خونه هم زیاد مهم نیست همین که یه سقفی بالای سرتونه کافیه شما یه زن و شوهر عالی هستید هیچ وقت اینو فراموش نکن[ماچ]

باريكه

من هم مثل تو عاشق سيب هاي باييزي ام_مواظب خودت باش داروهات رو تا اخرش بخور

آرامیس

وای از عید پارسال منم درگیر عفونت سیسنوس و مریضی سخت و طولانی شدم و با وجود آنتی بیوتیکهای قوی و آمپولهای فراوون بعد از اون انگار هنوز که هنوزه در بدنم باقی مونده.خیلی ویروس بدی بود .حالا هم تقی به توقی میخوره باز کم و بیش سینوسها اذیتم میکنه.خوابیدن در جای سرد که برام سمه انگار. چون پشت سرش حداقل 2 هفته دردسر این سرملخوردگی رو دارم.همیشه سلامت باشی

علیرضا

عفونت سینوسی دیگه چیه؟بابا دم شما تهرونی ها گرم.عجب چیزایی کشف میکنین.به زندگی با عشق نگاه کنی برات زیباتر میشه و از نوشته هاتون معلومه که شما این طوری هستین .ارزوی ما خوشبختی شماست .شاد باشین همیشه

طنین

سلام مریم عزیزم .ممنونم از ت ایشالله هرچه زودتر خوب بشی متاسفانه سالهاست که من سینوس هام چرکیه وسردردهای وحشتناک و درد در ناحیه زیر چشم کلافه ام کرده .خیلی دارو مصرف کردم ولی..... مواظب خودت باش عزیزم[گل]برات دعا میکنم .هرچند محتاجم به دعا

مستان

آپم عزیزم بیا مواظب خودتم باش

محمد

آخــی؛ الان بهتر شدی ؟ انشاا... زود خوب شید. والا خوبه شما می تونی برای زندگیت برنامه ریزی کنی! من که هر موقع سعی می کنم، اوضاع خراب تر میشه.

مهتاب

چه کار خوبی کردی زود رفتی دکتر والا از کارو زندگی میفتادی خداروشکر بهتری داروهاتو کامل بخور عزیزم چه عادت خوبی که گل گاوزبان میخوری هرروز خیلی خوبه من قبا اصلا چایی نمیخوردم ولی تازگیا مامانم منو معتاد کرده شدم مثل خودش[نیشخند]