خدا چه رنگیه و چه شکلیه

بچه که بودم فکر می کردم وقتی بزرگ بشم عقایدم و تفکراتم عوض می شه منم می شم عین آدم بزرگا ولی الان که ٢٧ سالمه و خوب فکر می کنم می بینم که درست مثل بچگیام فکر می کنم فقط یه کمی بیشتر فکر می کنم.

بچه که بودم  فکر می کردم خدا یه پیر مرد با ریشهای سفید و موهای سفید و مهربونه و همیشه فکر می کردم یه پیرهن سفید تنشه و سمت چپ پیرهنش یه جیب داره که جیبه دکمه داره و چشماش درشته و همیشه مرتب و تمیزه و لبخند می زنه و اصلا قرار نیست کسی رو تنبیه کنه چون دوستمون داره.

حالا که بزرگ شدم دقیقا در مورد خدا همین فکر رو می کنم. درسته همیشه و همه جا می خونیم که خدا جسم نیست و اصلا اینطوری که من فکر می کنم نیست ولی من دوست دارم خدامو اینطوری ببینم و فکر می کنم اصلا ایرادی هم نداشته باشه درست مثل ساناز جون مامان سام که خدای خودش رو رنگی می بینه و همیشه آخر مطالب وبلاگش از خدای رنگی خودش حرف می زنه.

راستی خدای شما چه شکلیه؟

/ 25 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فلفل بانو

به به قالب نو مبارک. می بینم قالبتون سیاسی بید [نیشخند] به نظر من خدا ................... اینکه چه رنگیه نمی دونم ولی می دونم روش می تونی حساب وا کنی [گل]

سمیه

سلام من دوست جدیدم زیباترین تعریفی که شنیدم این بود خدای مثل یه پدربزرگ مهربون اون بالاست که فقط ازش هرچی بخوای میده و مهربونترین نگاه و لبخند رو داره

احسان.ح

خدای من یه موجودیه که هست فقط، همین جوری واسه خودش! نه من کاری به کارش دارم نه اون حال و حوصله منو داره. راه خودمونو می ریم و البته به عقاید همدیگه احترام میگذاریم شدید.

PS

سلام[گل] ممنون از حضور گلتون و نظز لطف شما [گل][گل][گل]

جیگرطلایی

[قلب][گل]سلام مریم و محسن عزیز کاش همیشه بچه میموندیم ایشالا که همیشه خوشبخت باشید من هم اپم قابل بدونید خوشحال میشم

آلوچه خانم

من همیشه خدا رو یه پیرزن مهربون با قد خیلی بلند که سرش یه چادر نمازه گلداره تصور میکردم

zhina

khodaya age hasti mano bebin.khodaya mikham dide besham...har shekli hasti