به پایانت نزدیک می شوم

 

زندگی را به سخره می گیرم و در میان هیاهوی سکوت، خودم را باز می یابم و کفشهایم را به پا می کنم. تو رفتی و من دیرتر می آیم و این همان صدای جاری زندگیست که روزگاریست از آن خسته شده ام.

 

عجب فردایی شد امروز

من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم

و تو هم می دانی

تا ابد در دل من می مانی

به پایانت نزدیک می شوم

 

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپیده و امید

خیلی قشنگ بود

سمیه

[گل][گل]

سالی

پایان چی اونوقت؟ درست حسابی توضیح بده مریم [ابرو][شوخی]

ستاره

سلام دوست عزيز خوشحالم با وبلاگتون اشنا شدم فرصت كرديد از وبلاگ منم ديدن كنيد خالي از لطف نيست [لبخند][گل][خداحافظ]

ستاره

سلام دوست عزيز خوشحالم با وبلاگتون اشنا شدم فرصت كرديد از وبلاگ منم ديدن كنيد خالي از لطف نيست [لبخند][گل][خداحافظ]

سعيدي

/www.azdta.blogfa.comازوبلاگ زيبايتان بازديد نمودم اگر امكانش هست مارا با نام ( ازدواج وطلاق) براي آشنائي نسل جوان با قوانين آن لينك فرمائيد ممنون از لطفتان

ستاره

سلام دوست خوبم ممنون از دیدار ونظر خوبت با متنی جدید منتظرت هستم نوشته ات رو خوندم سرشار بود از ناگفته هااااااااااااااا [لبخند][گل][بدرود]