7 روز مونده

دیروز وقت دکتر داشتم چک اپ هفتگی خودم و آقا کارن

دکتر طبق معمول همیشه از همه چیز راضی بود ... بعد از شنیدن صدای قلب کوچولوم ... دکتر گفت که خوب گوش کن آخرین باریه که صدای قلبشو از بلندگوی مطب می شنوی دلت واسه این روزا حتما تنگ می شه.

بعد از ویزیت نامه بیمارستان رو روی میز گذاشت ... قرار شد پنج شنبه 29 تیر ماه ساعت 6.30 صبح بیمارستان باشم و کارن عزیزم رو ساعت 8 صبح با عمل سزارین به دنیا بیارم.

این هفته فقط استراحت ... خیلی خسته می شم شکمم خیلی بزرگ شده و احساس می کنم کارن دیگه جایی برای تکون خوردن نداره ... حسابی دلم براش می سوزه

عکسای سیسمونی کارن عزیزم رو احتمالا شنبه می ذارم.

یه حس خوب و قشنگه که 7 روز دیگه پسر گلم میاد بغلم.

با عکسا بر می گردم.

برای پسرم: اینقدر دلم می خواد صورت خوشکلتو ببینم فرشته کوجولوی توی دلم ... مرسی که حسابی این مدت هوای منو داشتی و اذیت نکردی ... بهت قول می دم که نزارم چیزی توی این دنیای خاکی باعث ازار و اذیتت بشه.

برای مادر عزیزم: مرسی که توی این هوای گرم به خاطر من اش رشته درست می کنی و حلوا می پزی و با اشتیاق با منی.

برای تای قولم: ممنونم بابت همه حمایتهات

برای محسن عزیزم: مرسی که همیشه با منی ... ممنونم که صبوری ... ممنونم که نمی ذاری ذره ای اذیت بشم

برای خدای خوبم: همیشه بهت احتیاج دارم مرسی که تنهامون نمی ذاری

روزگار خوش

/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

وایییی دختر من یه غریبه هستم که از اول وبلاگتو می خوندم .یه مدتی هست که نخوندمش چون دیر می نوشتی حالا یه هو با همچی موضوعی روبرو شدممم[من نبودم] یه هو استرس گرفتموچه قدر اتفاق توی این فاصله افتاده[پلک] واییی مامی شدی؟؟؟[ماچ]مواظب خودت باش

خودم

وای خدار و شکر ایشالا به سلامتی نه بابا چه کاریه که پنج شنبه میرید عمل و شنبه برامون عکس میزارید استراحت کنید ایشالا که بهتر شدید اونوقت چند تا عکس بیشتر بزارید[نیشخند]

فرزانه

مبارکت باشه عزیزم وای چه حس قشنگی . چند روز دیگه نی نی تو بغلت داری بهش شیر میدی . موفق باشی عزیزم انشالا با سلامتی برگشتی عکس نی نی رو بذار

الهه

من خيلي وقته وبلاگتون رو ميخونم تا حالا چيزي نگفته بودم ولي الان از ته قلب براتون آرزو ميكنم آقا كارن به سلامتي دنيا بياد

سميه

مريم جان ارزوي زايمان راحتي رو برات ميكنم بسلامتي هم خودت هم كارن گل برگرديد منزل و از وجود هم لذت ببريد ما رو هم دعا كن خانومي

سودا

عزيزممممممممممممممممممممم ايشا... به سلامتي! خوش بحالت مامانييييييييييي

غزل طلا

ان شاا... به سلامتی و راحتی زایمان کنی دوستم[ماچ]

گندم

عزیزم به سلامتی ان شالله ژسر گلت رو به سلامتی و راحتی بغل بگیری من منظر عکساس سیسمونی و کارن جون هستم . خودت خواستی سزارین؟

نگار...

وووی چه نزدیکهههه...عزیزمممممم..ایشالا همه چیز ساده تر از اونی که فکرشو بکنی تموم میشه گلم[پلک][قلب]

مستان

مامانی نینیت چی شد؟ اومد به سلامتی؟