پنج شنبه ظهر از سر کار رفتم خونه مامان اینا جاتون خالی نهار و با خواهرم و بابام و مامانم خوردم (بعد از مدتها)

ساعت 8.30 همسری اومد دنبال با هم رفتیم فروشگاه یاس هفت تیر خیلی شلوغ بود

چند وقت پیش یه کاپشن پاییزه توی این فروشگاه برای محسن دیده بودیم که خیلی خوب بود از نظر کیفیت و مدل از شانس خوب ما سایز محسن رو نداشتن و قرار شد که 2 هفته بعدش دوباره سر بزنیم

پنج شنبه که رفتیم بازم از همون مدل سایز محسن رو نداشتن. اومدیم طبقه اول فروشگاه یه کمی برای خونه خرید کردیم و دو تا ساندویچ خریدیم و پیش به سوی خونه.

جمعه در نقش کوزت عزیز ظاهر شدیم و شروع به تمیز کاری و گردگیر و شستشو کردیم و بعد از ظهر با همسری رفتیم پیاده روی. خیابون خیلی شلوغ بود انگار همه اومده بودن خرید اکثر پدر مادرا در حال خرید برای بچه هاشون بودن.

دیشب هم با همسری رفتیم دیدن خواهر و شوهرش که از مشهد برگشتن سهم ما از سوغاتی امام رضا یه بسته نبات نی دار و یه بسته زعفران و یک بسته نخودچی و کشمش شد.

چیزی به اومدن دکی نمونده.لبخند

پی نوشت: بعضی از دوستا کامنت خصوصی گذاشتن که تا خونه رو بزرگ نکردین بچه دار نشین. اینجا باید متذکر بشم که خونه ما خیلی هم کوچیک نیست در حدی هست که بشه 3 نفره هم زندگی کرد ولی جزئی از برنامه هامون بود که تا خونه خیلی سنش بالا نرفته و کهنه نشده عوضش کنیم و چند متری هم بزرگتر بخریم.

پی نوشت: چرا بعضی از دوستا فکر کردن من و محسن هیچ وقتی برای همدیگه نداریم ما همیشه جمعه ها با هم هستیم بیرون می ریم پارک می ریم پیاده روی می ریم سینما می ریم خرید می ریم رستوران می ریم. اون پستی که گذاشتم یه روز از روزهای کاری منه نه روز تعطیل.

 

/ 19 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

پس انتظار رئیس نونو رو میکشید ؛ به سلامتی، دارین به نهایت خوشبختی نزدیک میشین. تبریک !

مهتاب

خسته نباشی کوزت جان [نیشخند]

سميه

به به به سلام خانومي اولا تبريك بابت جشن نامزدي برادر شوهري انشاالله خوشبخت بشن.از تو چه پنهون مريم جان منم يه مدتي ميشه هوس مامان شدن به سرم زده حالا تا ببينيم خداي مهربان چي ميخواد. در كنار خانواده محترم لحظات خوبي رو داشته باشيد

روزانه های من و مردی عاشق

سلام ممنون که به من سر زدی امروز تا حدودی آرشیوتو خوندم ولی انقد زیاده که تموم نشد ولی من رو به سمت خودش کشونده که اگه وقت خالی پیدا می کنم می خونمش من لینکت کردم خانمی سعی می کنم که تند تند آپ کنم اما این هفته درگیر عقد جاری هستم اگه عکس های اون پست وسایل رو برنداشتی میشه رمزشو به من هم بدی گلم [خجالت][لبخند]

خانمی

اگه شرایطش هست خوب نی نی بیار [نیشخند] میگم اگه ما کوزت رو نداشتیم چی میشدیم ؟! خوبه خونه تون تمیز شد مریم جون [پلک]

خاطره

منم پیاده روی وخرید رو دوست دارم اما متاسفانه برا خرید همیشه وقت دارم اما برا پیاده روی اصلا[چشمک]

آرامیس

وای فکر کردم فقط خودم کوزت میشم

مستان

آدم وقتی عاشق باشه از ساده ترین تفریحات لذت میبره حتی پیاده روی خرید و نشستن جلو تلویزیون. زندگی قشنگتون مستدام

▪•●اســـــمارتیـــــــــس●•▪رها

من به این نتیجه رسیدم که نی نی رو هرچه زودتر بیاری بهتره چون حال و حوصله ات برا رسیدگی بهش و لذت بردن از کوچولوییش بیشتره امکانات هم در حد متوسط خوبه زیادیش بچه رو راحت طلب می کنه یه وقتا حتی خوبه بچه یه چیزایی رو نداشته باشه یا دیر بهش برسه آخ انقده دلم پیاده روی و خرید می خواد اونم با فراغ بال [نیشخند]

عارف

سلام [لبخند] همیشه موفق باشید [گل] راستش حس و حال وبلاگ گردی رو دیگه مثل قبل ندارم [افسوس]