4 ماهگی کارن

27 آبان روزی بود که پسر ما 4 ماهه شد.

صبح ساعت 9 به همراه محسن و کارن رفتیم برای قد و وزن کارن و واکسن 4 ماهگی

من کارن رو مرکز بهداشت فاضل برای قد و وزن و واکسن می برم اینقدر مرکز سرد بود که خانومی که واکسن می زد دستاش یخ کرده بود و نمی تونست واکسن بزنه.

بعد از کلی غرغر که هوا سرده شوفاژها هنوز روشن نیست واکسن کارن رو زد بعد من و محسن همراه با کارن در حال گریه از مرکز خارج شدیم و پیش به سوی خونه مامان.

تا وقتی که استامینوفن می خوره درد نداره ولی به محض تموم شدن خاصیت استامینوفن کارن به مدت نیم ساعت بدون وقفه گریه می کنه.

از طرف دیگه چند وقتی بود محسن دندون درد داشت بعد از مراجعه به دکتر 3 تا دندون عقل رو با هم کشیده.

حالا تویه خونه من و کارن با درد واکسن و محسن با سردرد و فک درد چه شود خدا به داد من برسه.

هر دو مسکن استفاده می کنن تا اذیت نشن منم که فقط باید صبور باشم البته

سر فرصتی به هم سر می زنم

روزگارتون سبز دوستان

/ 14 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمانه

مریض داری خیلی سخته ایشالا زود خوب بشن

نارنجدونه

عزیززززززززم مریمی خست نباشی حسابی مامانه خونه شدی غمخواره همه قربونت شم نه خسته ماامانی

پینه دوز

وای مریض داری خیلی سخته ادم خودش از اونا بد تر می شه

یه دوست

انشااله که همه زودی خوب می شن مواظب خودت باش خانومی

سودا

خدا هميشه كنار همديگه نگهتون داره...

آرش قند عسل

بلا ازتون دور باشه و همیشه خونه دلتون شاد باشه[چشمک] هر چند سرتون شلوغه ولی به ما هم سری بزنید [گریه]

غزل

ایشالله که همیشه هر 3تاییتون سالم باشید و خوشحال

لیلی

آخی عزیزم ... ولی مریم مهربون و صبور به بهترین نحو این روزها رو خواهد گذروند ببین من وبلاگم فیلتر شده و مجبور شدم آدرسم رو عوض کنم خوشال میشم بازم گاهی بهم سر بزنی :)

فیروزه

مبارک باشه چهارماهگی کارن گلی [قلب]

حدیث

سلام عزیزم امیدوارم زودتر خوب شن تنتون سالم ودلتون شاد