سرویس چوب

ساعت 10 صبح روز جمعه تصمیم می گیریم که بریم یافت آباد تا سرویس چوب نوزادی رو تهیه کنیم.

محسن ساعت 11.45 برای انجام کاری از خونه می زنه بیرون ... کاری که برای محسن پیش اومده برنامه هامونو کمی به هم می ریزه ...

بالاخره ساعت 3 بعدازظهر از خونه می زنیم بیرون ... اول قراره یه لباس راحتی گشادتر برای خودم بخرم ولی هر چی می گردیم چیزی که مد نظرم هست رو پیدا نمی کنیم.

دیگه راهی یافت می شیم که بارون شدیدی می گیره ... حسابی حالمون گرفته می شه ولی به راهمون ادامه می دیم ... بارونم چندباری قطع و وصل می شه .

چندتا سیمونی فروشی رو  پشت سر می زاریم و نگاه می کنیم ولی چیزی که می خواییم رو پیدا نمی کنیم ... توی راه برگشت قرار شد که با نجاری که آشنامونه صحبت کنیم و ازش بخوایم که زحمت درست کردن سرویس چوب کارن رو بکشه. امیدوارم چیزی که می خوام رو بتونه درست کنه.

تو راه برگشت از خرید یه سری به فست فود همیشگیمون می زنیم ... البته 7 ماهی می شد که نرفته بودیم ... من سیب زمینی و سالاد می خورد و یه کمی پیتزا ... ای کاش نمی خوردم ... بعدش حسابی معده درد گرفتم و تا صبح باهاش درگیر بودم ...

ساعت 7 خونه بودیم. بعد از کمی تلویزیون محسن از خستگی خوابش می بره و منم با معده دردم  درگیر بودم ... الان بهتر شدم شکر خدا

و اما این روزهای خونه داری در کنار پسرک حسابی خوش می گذره ... حسابی عادت کردم به شرایط جدید .... روزام به خرید و استراحت  و اینترنت و تلویزیون و صحبت کردن با کارن می گذره ... دارم سعی می کنم حسابی این روزها به خودم و پسرکم خوش بگذره و هیچ چیزی نمی تونه این روزامو خراب کنه .

محسنم با محل کار جدیدش حسابی خو گرفته و خداروشکر کاراش روبراه شده ... خوشحالم از اینکه مستقل شده و برای خودش کار می کنه ... خودشم خیلی راضیه.

امیدوارم هر کسی هر آرزوی داره به آرزو برسه. آمین

التماس دعا دوستای گلم

/ 17 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانمی

فنچ [مغرور] جهاز میخواد دیگه خواهر ! [نیشخند]

خانم خانما

عزیزممممم...حسابی کیف میده واسه پسملک خریدکردن ایشالا همونی بشه که میخوای

قاصدك

سلام ..[لبخند] مريم جان از سال 83 مي نويسي !!!!!!!1 من به احترام اين پشتكارت برات كف مي زنم [دست] اينطور كه متوجه شدم يه فرشته تو راهه .. به سلامتي ..

طنین

سلام مریم عزیزم ایشالله که روزهات پراز شادی باشه و قشنگترین سیسمونی رو واسه گل پسری بخری مواظب خودت باش [ماچ]

سمیه

سلام مریم جونم خوبی عزیزم؟ انشاالله بسلامتی خرید کنی واسه پسمل گلمون از خریدها لذت ببیر منکه هنوز تنبلیم ادامه داره هنوز شروع نکردم

فرزانه

حتما عکس سرویس نی نی خوشملتو برامون بذار

یه دوست

انشااله همیشه اوضاع بر وفق مراد باشه

مهتاب

ما التماس دعا داریم مامان خانوم خوش میگذره تو خونه با شاه پسرت؟؟؟؟ از عروسی نگفتی

مرتضی

سلام ایشالا که همه چی به خوبی پیش بره و بتونید همونی رو که دوست دارید تهیه کنید.راستش ما هم منتظر یک عضو جدیدی هستیم که بهمون اضافه بشه.[لبخند][گل]

سارا و احمد

خداروشکر همسرت از شرایطش راضیه . وای چه عالی . روزهایی که با پسرکت حرف میزنی " از این جمله ات خوشم اومد [پلک] الهی همیشه خوش باشی گلم