خونه ما چهار نفر
 

بعد از مدتها سلاممممممممممممممممممممممممممم

خیلی سرگرم شدم با بچه ها دیگه وقت هیچی رو ندارم

کارن دو ساله و نیمه شیطون و بازیگوش

رایان نه ماهه که یواش یواش داره راه می افته و باید کلی مواظب بهش باشم

دورانیه این دوران خیلی سخته ولی خیلی دوست داشتنیه من دوست دارم این روزامو

خیلی وقته اینجا نیومدم نه نوشتم نه به کسی سر زدم ولی سعی می کنم وقت بیشتری بزارم حتما البته نمی تونم قول بدم

ایشاالله شماها دوستای خوبم همتون خوب و خوش و خرم باشین

 

 

[ ۱۳٩۳/۱٠/۱۱ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ] [ مریم و محسن ]

سلام

امیدوارم که دوستای گل من حالشون خوب باشه

گل پسر من ششم فروردین به دنیا اومد. اسمشو رایان گذاشتیم

حسابی سرم شلوغه

مشغولم با کارن 22 ماهه و ر ایان تقریبا دو ماهه

ان شاالله همگی شما دوستان خوش و خرم باشین

مرسی که منو فراموش نکردین

به زودی بر می گردم با عکسای کارن و رایان

[ ۱۳٩۳/٢/٢٩ ] [ ۸:۳۱ ‎ب.ظ ] [ مریم و محسن ]

سلام دوستای گلم

مرسی که به یاد من هستید منم هیچ کدومتون رو از یاد نبردم

ما خونه  رو عوض کردیم خونه جدید اینترنت پر سرعت ندارم به دلیل کابل وسیم کشی تلفنش

منم فعلا دنبال خط تلفن جدید نمیتونم برم

نی نی ما پسره و قراره هفته اول فروردین به دنیا بیاد واسمشم رایان میشه

کارن پسر خوبیه و الان بیست ماهه شده و حسابی شیرین

دوستتون دارم سعی میکنم بیشتر بیام و بهتون سر بزنم

[ ۱۳٩٢/۱٢/٥ ] [ ٤:٢٩ ‎ق.ظ ] [ مریم و محسن ]

 

برای بار دوم مادر شدم

اولش شوکه شده بودم ولی راضیم به رضای خدا

 

سخته با یه پسر 14 ماهه دوباره بارداری سخته ولی توکل به خدا

محتاج دعاهاتون هستم دوستان

 

خدایا دامن همه مادرای منتظر رو سبز بفرما (آمین))

[ ۱۳٩٢/٦/۱٠ ] [ ۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ مریم و محسن ]

امروز پسرم یکساله می شه

یکسال پر از استرس و بی خوابی و شیطونی و بازی گذشت

الان پسرکم یکساله شده و من یکساله که مادرم

احساس غرور می کنم از این که مادر شدم و این حس رو خیلی دوست دارم و همیشه شکر خدای بزرگ رو به جای میارم

امیدوارم که دامن همه زنای منتظر سبز بشه

خدایا بابت لحظه های قشنگم در کنار کارن و همسرم مهربونم ازت تشکر می کنم

[ ۱۳٩٢/٤/٢٧ ] [ ٧:٥٢ ‎ب.ظ ] [ مریم و محسن ]

بعد از یه غیبت یک ماه و خورده ای

سلام

الان که اینجام پسرک خوابیده

خوابش خیلی کمه

در روز فقط 2 ساعت می خوابه

کلا اهل بازی و شیطونی کردنه اصلا اروم و قرار نداره

کلی وقت و انرژی من رو می گیره

2 تا دندون داره

و دیگه راه می ره بدون کمک

منم حالم خوبه و درگیرم با کارن و سعی می کنم که هر روز یه پیشرفتی تویه کاراش داشته باشه

بعضی از کلمات رو ادا می کنه

سلام  --- سلی

عدد سه

به به

ماما

بده

نه

بیا

بوف

فوت کردن بلده

کلی کارای خنده دار

مرسی که به فکرم بودید و پیغام گذاشتید

سر فرصت می خونمتون

[ ۱۳٩٢/٤/٢۳ ] [ ٤:٥۳ ‎ب.ظ ] [ مریم و محسن ]

 

امروز تولدمه، البته تولد من تنها نه تولد من و تای قولم

امیدوارم روزهای باقیمونده عمرمون پر از شادی و سلامتی باشه

[ ۱۳٩٢/۳/٩ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ] [ مریم و محسن ]

وای این سرگرمی جدید بچه ها رو دیدن (اسمشو نمی دونم چیه)

همین که دوتا گوی پلاستیکی به یه نخ آویزونه و اینا رو می کوبن به هم و صدای رو مخی داره

یکی از همسایه ها که نمی دونم دقیقا کدومشونه یه دونه از این سرگرمی ها برای بچش خریده + جوجه که شب تا صبح و صبح تا شب جوجه ها جیک جیک می کنن و پسرشم با این سرگرمیه روی مخ من رژه می ره.

از این بگذریم یکی دیگه از همسایه ها امروز صبح یه موزیک گذاشته بود که خیر سرش گوش بده . وایییییییییییییییییییییییییییی من نمی دونم این کدوم خواننده بود که داشت می خوند یه صدایی داشت یه صدایی داشت وحشتناک، خشن، سوزناک و غمگین اینقدرم  ترانه اش طولانی بود که فکر کنم یکساعتی داشت می خوند بعد که حسابی خواب از سر همه پروند و همه رو دیوونه کرد قطع شد.

یعنی امروز صبح رو یه مدلی شروع کردم که هیچ وقت توی زندگیم اینطوری نبوده

 

[ ۱۳٩٢/۳/٢ ] [ ٩:٤٦ ‎ق.ظ ] [ مریم و محسن ]

خوبم کلی انرژی مثبت می گیرم از این فسقلی

فقط اینقدر با کارن سرگرمم که دیگه وقت نوشتن رو ندارم ولی سعی می کنم گاهی بنویسم و به شماها سر بزنم

دندون کارن هنوز در نیومده و حسابی اذیتش می کنه ... گاهی شب تب می کنه ... گاهی هم از درد دندون و خوارش لثه درست و حسابی نمی تونه بخوابه

چهار دست و پا می ره تا نزدیک میز تلویزیون ... بعد دستش رومی گیره به میز و بلند می شه ... از همونجا شروع می کنه به دور زدن خونه به کمک مبلا

درهای کابینت رو با چسب بستم ... البته به وسایل داخل کابینت کاری نداره ولی از صدای به هم کوبیده شدن درها خوشش میاد و حسابی ذوق می کنه.

دست دسی می کنه ... وقتی براش شعر می خونم با صدای بلند منو همراهی می کنه انگار که آهنگ شعر رو می خونه ... کلی خودش ذوق می کنه از این کارش

صدای ببعی رو می گه ... صدای آقا گاوه  موووو ... قیافش موقع درآوردن صدای گاو خیلی محشر می شه ... حسابی ذوق می کنم و قربون صدقش می رم

موهاشو کوتاه کوتاه کردم خیلی درهم بر هم شده بود ... یه قسمتایی بلند بود یه قسمتایی کوتاه تر ... بعضی قسمتا پرپشت بعضی جاهاش کم پشت .... ولی چون فرم سرش گرد خیلی بهش میاد.

حسابی روزا مشغول دنبال بازی و ماشین بازی و توپ بازی هستیم ... کلی بهمون خوش می گذره

موهای خودمم کوتاه کردم پسرونه .... جاتون خالی حسابی خنک و راحت شدم ... به خاطر وجود کارن عزیزم رسیدگی به موهای بلند و پرپشتی مثل مال من خیلی راحت نبود به خاطر همین فعلا از موهای بلند خبری نیست تا کارن کمی بزرگتر بشه.

کادوی روز زن گوشی سامسونگ مدل ایس کادو گرفتم از طرف کارن هم محسن برام گل گرفته بود.

من و کارنم برای بابای کادو ظرف غذای برقی گرفتیم + یه چندتایی لوازم شخصی که لازم داشت امیدوارم که خوشش بیاد

 

کلی در هم برهم نوشتم ولی دوست داشتم ثبت بشه ... از طرفی هم چون سریع باید بنویسم نتونستم مطالبم رو خوب مدیریت کنم

بهتون سر می زنم

[ ۱۳٩٢/٢/۳٠ ] [ ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ] [ مریم و محسن ]

سلام دوستای گلم

 

اصلا وقت نوشتن ندارم

حس می کنم دارم وقت کم میارم

به من حق بدین کلی کار برای انجام دادن دارم ولی وقتشو ندارم

بهتون سر می زنم

برای مدتی کمرنگ می شم

[ ۱۳٩٢/٢/٩ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ مریم و محسن ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من و محسن تو یه روز پاییزی قشنگ زندگی مشترکمون رو زیر یک سقف آغاز کردیم و حالا بعد از گذشت شش سال از اون روز قشنگ صاحب دوتا پسر هستیم که زندگیمون در کنارشون قشنگتر شده.
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب